زمانی که پروسه ی ترمیم حاد، پایان می‌یابد، مرحله مزمن آغاز می‌گردد. در این مرحله عضلات به طور کامل بهبود یافته اند و فقط ممکن است کوتاه یا فیبروتیک شده باشند. عضله دراز گردنی ممکن است که هنوز در اسپاسم باشد و به لمس حساسیت نشان دهد. اسپاسم عضله دراز گردنی، به تدریج سبب از بین رفتن قوس طبیعی گردن شده و متعاقب آن بی ثباتی در گردن ایجاد می‌شود و توزیع نیرو ها به هم می‌خورد. همچنین عضلات مولتیفیدوس در سطح مهره های پنجم و ششم گردنی، در یک انقباض مداوم قرار دارد که هدف آن حفظ ثبات ناحیه های پایینی گردن می‌باشد.

 

  • تاریخچه گیری :

  1. بیمار در این مرحله، از دردی عمیق، مبهم و گنگ در ناحیه گردن شکایت دارد. این درد اغلب به نواحی سر، شانه ها، حتی ساعد و دست و ناحیه بین کتف ها منتشر می‌شود.
  2. یکی از شکایت های خاص این مرحله در بیماران، سر درد های مزمن در نواحی پس سری و زیر آن است که صبح هنگام شروع شده و با فعالیت های روزانه بدتر می‌شود.

 

  •  معاینه فیزیکی :

  1. در این مرحله بیمار تقریبا یک راستای نسبتا ثابتی در ناحیه‌ی گردن به خود گرفته است و آن نیز وضعیت سر رو به جلو (Forward Head Posture) می‌باشد. در این وضعیت، مهره های بالایی گردن به اکستنشن و مهره های پایینی گردن به فلکشن می‌روند. این وضعیت همراه با در طول کوتاه قرار گرفتن عضله استرنوکلیدوماستوئید و در طول بلند قرار گرفتن عضلات فلکسور عمقی گردن می‌باشد.
  2. هم چنین گرد شدن و جلو آمدن شانه ها و استخوان کتف (وضعیتی موسوم به شانه گرد شده) و زاویه دار شدن استخوان ترقوه به سمت بالا دیده می‌شود و این وضعیت در شکل شماره ۱ نشان داده شده است.

 

 

(شکل شماره ۱ – شانه‌ی گرد شده)

 

  1. در این مرحله، دامنه حرکتی فعال گردن (انجام توسط خود بیمار) حدودا ۴۰ تا ۵۰ درصد کاهش یافته است.
  2. دامنه حرکتی فعال و غیر فعال، تقریبا به یک اندازه است و تفاوت زیادی دیده نمی‌شود.
  3. در مهره‌های بالایی و میانی گردن (یعنی مهره‌ی اول تا مهره‌ی پنجم)، در انتهای دامنه حرکتی در همه‌ی جهات، محدودیت کپسولار دیده می‌شود؛ یعنی کپسول مفصلی فاست، حرکت را در انتهای دامنه حرکتی، محدود می کند.
  4. در مفاصل بین مهره های چهارم – پنجم و پنجم – ششم گردن، بی ثباتی و افزایش حرکات ناخواسته دیده می‌شود.
  5. به خاطر وجود بی ثباتی در سگمان های نام برده در بالا؛ عضله مولتی فیدوس برای جبران بی ثباتی و جلوگیری از ایجاد آسیب های بیشتر، در سطح مهره های چهارم تا ششم در اسپاسم محافظتی قرار می گیرد.
  6. فیبروزه شدن و کوتاهیِ همراه هایپرتروفی در عضله استرنوکلیدوماستوئید دیده می‌شود.
  7. کوتاهی و درگیری و حساسیت به لمس در عضلات موسوم به ساب اکسیپیتال (چهارعضله ریز در زیر استخوان پس سری – نشان داده شده در شکل شماره ۲) دیده می‌شود؛ چرا که این عضلات به دلیل وضعیت سر رو به جلو، در طول کوتاه قرار گرفته و بیش از حد فعال می‌شوند و امکان درگیری و ایجاد نقاط ماشه‌ای در آنها زیاد می‌شود که امکان انتشار درد به نواحی اطراف را نیز می‌دهد.

 

 

(شکل شماره ۲ – عضلات ساب اکسیپیتال)

 

  1. عضله عمقی دراز گردنی در سطح مهره های چهارم تا هفتم دچار حساسیت به لمس شدید می‌شود.
  2. همانطور که در مراحل قبل گفته شد، درگیری سیستم اعصاب و یافته های نورولوژیک در میان این افراد خیلی شایع نیست. اما در مرحله مزمن به دلیل احتمال درگیری و هایپرتروفی عضلات اسکالن ( که از بین آنها شبکه عصبی بازویی رد می‌شود)، سندرم خروجی قفسه سینه می‌تواند به وجود بیاید و علائم آن بروز کند.
  3. در این مرحله نیز به دلیل اسپاسم عضلات جلویی گردن، در یافته های رادیوگرافیک قوس گردن از بین رفته و حتی ممکن است بر عکس شود (موسوم به کایفوز).
  4. در یافته های تصویر برداری، هم چنین کاهش فضای بین استخوان پس سری با اولین مهره‌ی گردن (اطلس)، به دلیل در اکستنشن رفتن سر (خم شدن به عقب) دیده می‌شود.

 

درمان بیماران با آسیب شلاقی در فاز مزمن :

روش های درمانی در این مرحله تدریجی و با اهداف بلند مدت باید باشند. به دلیل فیبروزه شدن بافت های نرم مفصلی و اطراف مفصل، نباید در به دست آوردن دامنه حرکتی تعجیل نمود و از تکنیک های با شدت بالا که احتمال آسیب به بافت های فیبروتیک وجود دارد، خودداری کرد.

در این مرحله عضلات به کشش های آرام و تکراری با زمان بیشتر، به خوبی پاسخ می دهند، در حالی که کشش بیش از حد با سرعت بالا، سبب افزایش تورم و تولید بافت اسکار در عضله می‌شود.

یکی دیگر از اهداف مهم و تدریجی این مرحله بازگرداندن تدریجی قوس طبیعی گردن (لوردوز) با استفاده از تکنیک های موبیلیزاسیون در جهت افزایش اکستنشن و تقویت اختصاصی عضلات مولتی فیدوس در سگمان های پر حرکت (هایپر موبایل) است.

هم چنین باید در این مرحله تعادل طبیعی عضلانی و نرمال کردن تون عضلانی در برنامه درمانی گنجانده شود. به این صورت که عضلات بزرگ جلوی گردن (استرنوکلیدوماستوئید) را کشش داده، عضلات عمقی پشت (خلف) گردن را تقویت کرده (مولتی فیدوس ها) و برای عضلات عمقی جلوی گردن (فلکسور های عمقی گردن) نیز از تمرینات کنترل و باز آموزی حرکتی استفاده می‌شود.

نکته : روش های درمانی اختصاصی بوده و باید تحت نظرفیزیوتراپیست انجام شوند.

توجه به چندین نکته حین انجام تمرینات بالا حائز اهمیت است :

  • تمرین Chin Tuck سبب کشش عضلات ساب اکسیپیتال می‌شود ولی در عین حال می‌تواند سبب صاف شدن قوس طبیعی گردن شود، بنابراین بیش تر از ۶ هفته این تمرین نباید انجام شود (در شکل شماره ۳ نحوه‌ی انجام این تمرین در وضعیت ایستاده نشان داده شده است)

 

 

(شکل شماره ۳ – تمرین چین تاک)

 

  • تمرینات کششی که توسط فیزیوتراپیست برای بیمار انجام می‌شود، در صورت انجام شدن با شدت بالا می‌توانند سبب کشش بیش از حد در سگمان های پر حرکت (هایپر موبایل) شوند و بی ثباتی گردن را به همراه داشته باشند.
  • باید توجه شود که عضلات بزرگ سطحی در قدام گردن (استرنوکلیدوماستوئید) تقویت نشوند! و هم چنین برای تقویت عضلات مولتی فیدوس در پشت، باید تمرینات از ایزومتریک (تمرینات بدون تغییر طول عضله) به سمت ایزوتونیک (تمرینات همراه با تغییر طول عضله) پیشرفت داده شوند. (اختصاصا تحت نظر فیزیوتراپیست.)
  • بیمار باید تا حد ممکن فعال باشد و انجام تمرینات هوازی به صورت روزانه و حداقل ۲۰ دقیقه در روز، جزئی از هر برنامه تمرینی برای بیمار باشد.

 

  • توصیه های کلی حین زندگی روزمره :

  1. از قرار دادن طولانی سر و گردن در وضعیت هایی سر رو به جلو قرار گرفته است خودداری شود.
  2. در خوابیدن،بالش در زیر سر به گونه‌ای باید باشد که سر و گردن در راستای ستون فقرات قرار بگیرد.
  3. در فعالیت های روزمره مثل استفاده از گوشی موبایل و یا درس خواندن، سر و گردن نباید زیادی به به جلو خم شوند و این وصعیت نباید طولانی مدت حفظ شود.
  4. از انجام حرکات خیلی سریع با گردن که احتمال تشدید علائم و گاردینگ عضلات در آن وجود دارد خودداری شود.

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *